در روزهای گذشته تراز و حجم آب دریاچه ارومیه افزایش محسوسی داشته است و طبق آخرین پایش، تراز دریاچه به هزار و ۲۷۰متر و ۸۳ سانتیمتر رسیده که حدود۱ متر و ۱۱سانتیمتر بیشتر از مدت مشابه سال گذشته است. با این حال دریاچه ارومیه سالهاست درگیر بحرانی است که تنها به کاهش تراز آب و پسروی پهنه آبی آن محدود نمیشود؛ گسترش فعالیتهای انسانی، فشار بر منابع آب سطحی و زیرزمینی و توسعه کشاورزی متناسب با نیازهای اقتصادی اما نامتناسب با توان آبی منطقه، مجموعهای از عوامل را شکل دادهاند که تعادل طبیعی حوضه را برهم زده است.
در این میان، رعایت نشدن الگوی کشت و گسترش محصولات پرآببر، فشار مضاعفی بر منابع محدود آبی وارد کرده است. در شرایطی که خشکسالی و تغییرات اقلیمی نیز دسترسی به منابع آب را دشوارتر کردهاند، تداوم این روند میتواند فاصله میان ظرفیت واقعی حوضه و میزان برداشت از منابع آب را بیشتر کند و سهم دریاچه از حقابه طبیعی خود را کاهش دهد.
اما بحران ارومیه تنها یک مسئله کشاورزی نیست؛ ضعف در حکمرانی و مدیریت یکپارچه آب، برداشت از آبخوانها، توسعه اراضی کشاورزی، ناهماهنگی میان دستگاههای متولی و تغییر اولویتها از احیای منابع طبیعی به تأمین نیازهای فوری، همگی در پیچیدهتر شدن شرایط این حوضه نقش دارند.
برای بررسی ابعاد این بحران، از وضعیت منابع آب و توسعه کشاورزی تا ناکارآمدیهای مدیریتی و راهکارهای تغییر رویکرد در حوضه آبریز ارومیه، با دکتر کامران زینالزاده، استاد گروه مهندسی آب دانشگاه ارومیه و رئیس پژوهشکده مطالعات دریاچه ارومیه گفتوگو کردیم که در ادامه میخوانید.
آب تجدیدپذیر دریاچه ارومیه به زیر ۵ میلیارد مترمکعب رسید
رئیس پژوهشکده مطالعات دریاچه ارومیه در گفتوگو با قدس اظهار کرد: میزان آب تجدیدپذیر حوضه آبریز دریاچه ارومیه براساس آمار درازمدت بارش در حدود سه دهه پیش حدود ۲/۷میلیارد مترمکعب برآورد میشد که با تغییرات اقلیمی، کاهش بارش و تغییر رژیمهای بارش اکنون آب تجدیدپذیر این حوضه آبریز به کمتر از ۵میلیارد مترمکعب رسیده است؛ یعنی به خاطر این تأثیرات تغییر اقلیم با کاهش قابل ملاحظه آب در حوضه آبریز روبهرو هستیم.
زینالزاده در ادامه افزود: از طرفی زمانی که آب تجدیدپذیر حوضه آبریز حدود ۷ یا ۲/۷ میلیارد مترمکعب بوده در سطح حوضه حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰هزار هکتار اراضی آبی وجود داشته؛ این در حالی است که در حال حاضر با وجود کاهش قابل ملاحظه آب در حوضه، متأسفانه اراضی آبی ما به بیش از ۶۰۰ تا ۶۵۰ هزار هکتار رسیده که این البته فقط اراضی آبی است. ضمن اینکه اراضی آبی به صورت افقی به شدت توسعه پیدا کردهاند و ما با تبدیل گسترده اراضی دیم به مزارع آبی، تغییر مزارع آبی به باغها و کشت محصولات پرآببر باغی مثل هلو، شلیل، گیلاس و سیب و زراعی پرآببر مانند یونجه و چغندر قند به جای محصولات باغی و زراعی کمآببر قبلی مواجه هستیم؛ به طوری که در حال حاضر اراضی آبی سیب موجود به تنهایی بیش از یک میلیارد مترمکعب آب حوضه را مصرف میکنند.
وی با بیان اینکه یک بررسی ساده بیانگر این است که ۶۵۰هزار هکتار اراضی آبی به تنهایی میتواند بیشتر آب تجدیدپذیر موجود حوضه را مصرف کند، گفت: یعنی این وسعت بسیار زیاد و نامتناسب با ظرفیت آبی حوضه، خودش در حال مصرف تمام آب تجدیدپذیر است؛ در حالی که بر اساس استانداردهای جهانی، ما حداکثر باید ۴۰درصد این آب را مصرف کنیم تا شرایط پایدار داشته باشیم. به عبارت بهتر باید حتی ۶۵۰هزار هکتار را با روشهای درست مصرف آب کشاورزی و مجهز به سامانههای نوین آبیاری مدیریت کنیم.
تمام دشتهای حوضه آبریز دریاچه ارومیه بحرانیاند
استاد گروه مهندسی آب دانشگاه ارومیه ادامه داد: این توسعه گسترده و نامتناسب در بخش کشاورزی در استانهای آذربایجان غربی و شرقی نه تنها تمام آب تجدیدپذیر حوضه را مصرف میکند بلکه فشار زیادی به منابع آب زیرزمینی این دو استان آورده است. به همین دلیل متأسفانه تمام دشتهای حوضه آبریز دریاچه ارومیه مانند بیشتر دشتهای کشور بحرانی و ممنوعه هستند یعنی این دشتها ظرفیت برداشت آب جدید را ندارند. در حال حاضر بهخاطر فقدان حکمرانی آب و عدم مدیریت یکپارچه منابع آب، شاهد افت شدید تراز آب زیرزمینی و تخلیه آبخوانها به بیش از یک میلیارد مترمکعب در حوضه آبریز هستیم.
زینالزاده با تأکید بر اینکه خشک شدن دریاچه ارومیه تحت تأثیر دو عامل تغییرات اقلیمی و فعالیتهای انسانی بوده است، عنوان کرد: فعالیتهای انسانی به دلیل مدیریت ناصحیح، عدم حکمرانی آب، عدم مدیریت یکپارچه منابع آب و رهاشدگی که در عرصه مدیریت آب و خاک وجود دارد نقش تعیینکننده در بحران خشک شدن دریاچه ارومیه و تالابهای آن و افت منابع آب زیرزمینی داشته است. ما با این حجم گسترده اراضی کشاورزی، حتی اگر با تغییر اقلیم هم مواجه نبودیم باز هم با بحران کمبود آب درگیر میشدیم. حال اینکه، تغییر اقلیم هم تأثیرات این توسعه ناپایدار را تشدید کرده است.
ناکامی ستاد احیا در مهار توسعه ناپایدار کشاورزی
وی در خصوص ترکیب ستاد احیای دریاچه و نقش آن در کنترل توسعه ناپایدار کشاورزی افزود: ستاد احیا کارگروهی از وزارت جهاد کشاورزی، وزارت نیرو، سازمان محیط زیست، سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور و سایر سازمانهایی است که به شکلی در عرصه مدیریت آب دخیل هستند و وزارت جهاد کشاورزی یکی از ارکان این ستاد است. عملاً ستاد احیا از همان ابتدای شکلگیریاش، در کنترل و مهار این روند توسعه ناپایدار کشاورزی موفق نبوده است؛ چون نتوانستیم مدیریت یکپارچهای را در عرصه منابع آب ایجاد کنیم.
رئیس پژوهشکده مطالعات دریاچه ارومیه ادامه داد: ستاد احیا در بحث اقدامهای سختافزاری نسبتاً خوب عمل کرده است، اما در بحث آگاهیرسانی، افزایش دانش مردمی، جلب مشارکت مردم و اجرای قانون، به دلیل اینکه سازمانهای مختلفی در این موضوعات دخیل هستند و سازوکارهای آنها حتی مزاحم یکدیگر بوده و همراستا نیست، از ابتدا با مشکل مواجه بوده است.
زینالزاده با بیان اینکه مصوبات ستاد احیا معمولاً به تصویب هیئت وزیران میرسند، اما در اجرای آنها با مشکلات بسیار زیادی مواجه هستیم، افزود: علت آن هم این است که سازمانها و وزارتخانههای مختلف بهویژه وزارتخانههای اصلی مانند وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی، اساساً سازوکار، شرح وظایف و برنامههایشان با این موضوع سازگاری ندارد.
وی تأکید کرد: همچنان وزارت جهاد کشاورزی اولویت خود را تولید هر چه بیشتر محصول به هر قیمتی میداند. وزارت نیرو نیز وظیفه اصلی خود را مهار، تأمین و انتقال آب میداند، نه مدیریت و مصرف بهینه آب. در این میان، حلقه مفقودهای که باید مدیریت مصرف آب باشد، بدون توجه رها شده است.
استاد گروه مهندسی آب دانشگاه ارومیه در تکمیل سخنان خود افزود: در سالهای اخیر، عملاً دیگر مدیریتی برای جلوگیری از توسعه اراضی نداریم. نیاز به بررسی تصاویر ماهوارهای نیست و یک گشت ساده در حوضه بیانگر این است که توسعه اراضی و تغییر کاربریها با شدت و قوت خود و بدون توجه به شرایط بحرانی حوضه در حال وقوع است. در اراضی بالادست نیز عملاً در ارتفاعات دیگر جایی برای کشت پیدا نمیشود.
تأمین آب شرب؛ اولویت جایگزین احیای دریاچه ارومیه
زینالزاده این روند توسعه ناپایدار را شدید و خطر آن را جدی دانست و گفت: ما در سالهای اخیر عملاً شاهد بودیم بحث مربوط به احیای دریاچه ارومیه و تعادلبخشی آبخوانها دیگر از اولویت خارج شده است. موضوع اصلی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه و سایر حوضههای آبریز کشور، متأسفانه تأمین آب شرب شده است؛ یعنی ما اکنون به مرحلهای رسیدهایم که تمام هموغم ما این است که آب شرب تأمین شود و با وقفه در تأمین آب شرب مواجه نشویم.
وی با تأکید بر اینکه حوضه آبریز دریاچه ارومیه، حوضه بسیار بحرانی است، ادامه داد: پیشتر دریاچهای با حدود ۳۰ میلیارد مترمکعب آب داشتیم که عملاً قسمت زیادی از آب خود را از دست داده است. همچنین آبخوانهای بسیار خوبی داشتیم که آسیب جدی دیدهاند و رودخانههای ما اکنون با خشکی مواجه هستند.
آذربایجانهای غربی و شرقی؛ صادرکننده محصولات آببر در اوج خشکسالی
رئیس پژوهشکده مطالعات دریاچه ارومیه در بخش دیگری از سخنانش اظهار کرد: جالب است که در سالهای اخیر، بهویژه طی چند سال گذشته که شدیدترین دوره خشکسالی در حداقل ۵۰سال گذشته را تجربه کردهایم، استان آذربایجان غربی و در کنار آن آذربایجان شرقی، همچنان صادرکننده محصولات آببر هستند.
زینالزاده عنوان کرد: ما رکورددار صادرات سیب، علوفه، چغندرقند و انواع محصولات زراعی و باغی پرآببر هستیم. یعنی به جای اینکه با کاهش تولید محصولات آببر مواجه باشیم، با یک جهش قابل توجه در تولید این محصولات مواجه شدهایم و خودمان اکنون در واقع صادرکننده آب به استانها و کشورهای دیگر هستیم. این روند نه تنها خوشحالکننده نیست بلکه با توجه به عدم توجه مسئولان و تصمیمسازان و ساکنان حوضه، نگرانکننده است.
وی ادامه داد: من شخصاً به این نتیجه رسیدم این سازوکار و این ساختار اجرایی که در وزارتخانهها شکل گرفته، نمیتواند به یک مدیریت درست و پایدار در عرصه آب و خاک منجر شود. ما اکنون که درباره بحران جدی آب صحبت میکنیم وضعیت خاک بهتر از وضعیت آب نیست. وزارتخانههای مختلف و ذینفعان متعددی در ارتباط با آب وجود دارند که هر کدام به صورت مستقل، بخشی از اهداف خاص خود را پیگیری میکنند. با این شرایط، هیچ وقت نمیتوان از این ساختار انتظار داشت که به شرایط پایدار در ارتباط با مصرف آب برسد.
ضرورت تغییر رویکرد در مدیریت آب
استاد گروه مهندسی آب دانشگاه ارومیه با تأکید بر اینکه ما باید یک تغییر و رویکرد اساسی در نگرش و مدیریت منابع آب و خاک براساس علم و تجربه روز دنیا ایجاد کنیم، بیان کرد: این تغییر میتواند از طریق ادغام سازمانها و وزارتخانههایی که در زمینه آب تصمیمگیری میکنند، انجام شود. در کنار آن، ما همیشه در بحث اجرای قانون با مشکلات حاشیهای مختلف مواجه میشویم و عملاً تاکنون نتوانستهایم قانون را به درستی اجرا کنیم.
زینالزاده اظهار کرد: مسئله بعدی این است که باید بر اساس آمایش سرزمین حرکت کنیم. این سرزمین و این حوضه آبریز، بهعنوان نمونه، قابلیت این را ندارد که محور توسعه آن کشاورزی باشد، آن هم کشاورزی سنتی. کشاورزی باید مدرن و مکانیزه شود و به سمت کشاورزی گلخانهای پیش برود. همچنین باید به سمت فعالیتهای خدماتی، گردشگری و سایر صنایعی حرکت کنیم که با کمترین مصرف آب بتوانند بیشترین ارزش افزوده، درآمد و اشتغال را برای مردم منطقه ایجاد کنند.





نظر شما